محل تبلیغات شما

غمِ فراقِ تو اصلا برام کم نگذاشت

لبم که خواست شکایت کند،دلم نگذاشت

همیشه دردِ دِلم با تو نیمه کاره گذشت

*تا اومدم باهات حرف بزنم بغضم گرفت . (دیدی میخوای بری یه حرم) وقتی راه می اُفتم میگم اینو میگم . اینم میگم . برسم دردِ فلانی رم میگم . تا برسی هی تمرین می کنی از کجا بگم ، چه جور بگم . اما میرسی حرم یادت میره همه چی . سلام آقا . کربلا بیچارم کرده ، میگم میرم حرمِش حرفامو میزنم . اما گودالُ می بینم . بدجور بِهَمم ریختی . اذیتم نکن . آقا میبینی دوسِت دارم . به خدا یه وقتا اخلاقم برمیگرده حرمم دیر شده من یه وقتا بد اخلاق میشم نجفم دیر شده . دیدی از کربلا میای چه مهربونی . من هر وقت از کربلا میام مهربون میشم . انقدر فاصله رو زیاد نکن . میکشی مرا . *

همیشه دردِ دِلم با تو نیمه کاره گذشت

لبم که باز شد این دفعه گریه ام نگذاشت .

حسین . دلم یه کربلا می خواد .

حسین . یه گنبدِ طلا می خواد .

حسین . دلم امام رضا می خواد .

زمانه باعثِ هجران نشد ، خودم شده ام

گناه کاریِ هر روزۀ خودم نگذاشت .

*این یه بیتُ میگم بعدش میخوام با هم بگیم .*

مرا ببخش که از دوری ات نمی میرم .

*آره ما لافِش رو میزنم . عاشق کی بود؟؟ دیدن چادر به کمر بست گفت بری دنبالِت اومدم . بعد از وداعِ آخر یه نگاه بهش کرد گفت چی میگی خواهر؟؟ گفت بری ، میام من اینجا بمون نیستم با تو اومدم با تو برمیگردم . آقا بغض کرد یه نگا بهش کرد دید اگه بهش حرف بزنه زینب میمیره . گفت یادتِ مادرم مدینه جون داد؟؟ . به خاطرِ تو وایسادم . (اینه عاشق .) گفت بری میمیرم . لذا دستِشو گذاشت رو سینه ش ، (امشب یه دست رو سینۀ ما بزار .) بریدم آقا . دستُ گذاشت رو سینه ش برداشت گفت برو . بچه هاتو بر می گردونم ، برو . اما رسیدی به مادرم ، سلاممُ به مادرم برسون .*

مرا ببخش که از دوری ات نمی میرم .

سرم دوید به سویت ولی پَرم نگذاشت

*گفت من هفت هشت سالَم بود ، گفت تو همین بین الحرمینِ حالا بازار بوده گفت بابام یه گاراژی داشت نجاری چوب بُری ، هر سال اربعین اهلِ بصره یه هیئتِ قوی داشتن جا نداشتن ، بابام گاراژُ سه روز میداد به اینا ، خودِشم خادمشون میشد ، می گفت اینجا مالِ امام حسینِ(علیه السلام)

یه کارِ خوب به بابام خورد قبلِ اربعین این ور اون ور پول قرض کرد هرچی داشتیم فروخت هشتاد دینارِ اون موقع پول جور کرد رفت چوبُ الوار خرید ریخت تو گاراژ کارُ شروع کنه اربعین شد ، بصره ای ها اومدن . گفت بزا بعدِ اربعین کارُ شروع می کنم تحویلشون داد گاراژُ ، سیاهی بزنن ، دیگاشونو به پا کنن . فرداش اومد به اینا سر بزنه ، دید همه چوبا نو رو زدن زیرِ دیگا تو آتیش داره میسوزه ، یه نگا به چوبا کرد ، یه نگا به حرم . اشک تو چشاش اومد ، گفت من چی کار کنم حالا ؟؟؟ خو بدهکارِ مردمم ، چی به اینا بگم ، دیگه سوخته . الان میام حرم .

 

گفت بابام رفت دمِ در کفشداری ، اون موقع اینطوری بود کفش میدادی مفاتیح بهت میدادن ، گفت رفت داخِلِ حرم ، دم ضریح مفاتیح رو باز کرد دید الله اکبر . هشتاد دینار لایِ مفاتیحِ . آقا کسی پول گم نکرده ؟؟؟ اومد کفشداری کسی پول گم نکرده ؟؟ نه حاجی .

پولَ رو برداشت اومد دفترِ میرزایِ شیرازی رحمه الله علیه تا رفت تو گفت سلام حاجی ، گفت سلام ، برو . مگه نگرفتی پولِتو .

درِ این خونه دوزار دادی واینَستیا . بدهی تو دادی آقا اینا از زنُ بچه هاشون میزنن برا تو روضه میگیرن . اینا برا عزیزاشون اینطور مجلِس نمی گیرن . برا خراب شدنِ قبرِ اجدادِ شما ببین سیاه پوش شدن .

خیلی مدیونِت هستم ، خبر داری ؟

خیلی من دِل به تو بستم ، خبر داری ؟

عمریه نوکرِت هستم ، خبر داری ؟

به هر کسی که به فکرم رسید رو زده ام

ولی برایِ وساطت کسی قدم نگذاشت

به من نخواسته دادی ، نگفته بخشیدی

بزرگواری تو فرصتِ قسمِ نگذاشت .

آقا،قلبِ منم جلا بده

آقا،به خاطرِ رضا بده

آقا،به ما یه کربلا بده .

کاش آنجا داشت تکه سایبانی لااقل

کاش میدادن بر گریه امانی لااقل

*همۀ زیارت گاه ها،هی به خودت فشار میاری گریه کنی ، اگه اشکِتم نیاد هی اینور اونور میزنی بابا یه قطره هی به آقا میگی نزار خشک برم ، میمیرم . یه جایِ این عالم زیارت میری بغض میاد هی میگی نه نه . هی حواسِتُ پرت میکنی اشکِت نیاد،آخه اشکِت بیاد ردِت می کنن .  به خدا مدینه جرات نداری جلو قبرِ امام حسن گریه کنی . فقط باید نگاه کنی،هی به خودت بگی گریه نکن بزار بیشتر وایستی . اما قبل از اینکه بری مدینه روضه خوان ها میگفتن مدینه،قبرستانِ بقیع یه جا میشه خوب گریه کردُ رو روضه خواند . باید بری ببینی،یه جایِ بقیع اونم بالایِ قبرِ خانوم ام البنینِ .

الا مادر به قربونِ جمالِت .

یه بار یه مادرُ تونستن جسارت کنن،دیگه تموم شد . دیگه ابوالفضل پایِ کاره .

کاشکی می شد بریزی آب بر قبرِ حسن

کاش آنجا داشت شبها روضه خوانی لااقل

کاشکی میشد کنارِ قبرِ زهرا سینه زد

کاش میشد تا سحر آنجا بمانی لااقل

کاش در خاکِ بقیع اذنِ زیارت داشتیم

کاشکی وقتِ نماز آن هم جماعت داشتیم

آخرش آقا به این تقدیر پایان میدهد

خاتمه بر غصۀ قلبِ پریشان میدهد

مطمئنم او بیاید کارِ عالم دستِ ماست

ساختُ سازِ حرم را دستِ ایران میدهد

کارفرما مهدیُ ما پا رکابش میشویم

اولش نقشه برایِ صحنُ ایوان می دهد

گنبدُ گلدستهُ ایوان ، طلایی میشود

و طلاییِ این سه را شاه خراسان می دهد

هر چه بیاید در حرم جا میشود

دور تا دورِ رواقُ صحن حرم غوغا میشود

حیف اینها آرزوی های قلوبِ مضطر است

حیف این ها بغضِ جاریِ دو چشمانِ تر است

ای بقیع که پر از درد و غباری خود بگو

در کدامین گوشه از خاکِ تو قبر مادر است

*مدینه رفته ها میدونن،مدینه آدم دلشوره داره برگرده ، اگه یکی بپرسه قبر زهرا رو رفتی .؟؟ تو مدینه دورُبَر قبرستان بقیع بچه شیعه ها باحیا پاشونو از پاشون برمیدارن . میگه نکنه زیرِ پام قبر مادر باشه . هرجا کبوترها جمع میشن بچه شیعه ها میرن اونجا یه فاتحه میخونند . هرجا می بینن شلوغیه میگن شاید اینجا باشه . می دونید این ازکجا برا ما اومده ؟؟

آخه اومد تو گودال نمی شناخت حسین و یه وقت دید یه کبوتر . آخ نشسته یه بدنی که سر نداره .

بچه ها،بقیع و خراب کردن ، اما قبل از این که خراب کنند مطمئن شدن کسی داخل نباشه . آره به خاک کشیدن،اما کسی زیر خاک نموند . این وهابی ها نسل شون ازهمین نسلِ"

*سادات ببخشید،گفت علی،بزار من برم در و باز کنم،اینا اومدن تو رو ببرن . تو بری من میمیرم،بزار من برم،تا حالا رو حرفِ تو حرف نزدم . من برم .

یکی اینکه من دخترِ پیغمبرشونم . دوم اینکه من تازه داغ دیدم . سومُ بگم ؟؟اینا از زن ها شون شنیدن ( آره همونی که تو فکر کردی،من نمیگم،آره درسته اینا فهمیدن زهرا .) اما یه وقت آقاتون یه صدای شنید،صدای خانومِ . یا اَبتاه . چهل نفر . در شکست . چهل تا اومدن تو . اما زهرا رو ندیدن . بخودشون گفتن ، آلان داشت حرف میزد . در افتاد . چهل تا حرومی . (بگم یا نه .؟) تا میخواست مادرتون داد بزنه یکی رد میشد . آخری که رد شد داد زد، فضه خُذینی . (نگین روضه باز خوند ، نه این روضه کوچه هست)

همه روضه ها باید ختمِ به کربلا بشه . اینجا چهل نفر . کربلا ده تا اسب . هر اسب چارتا نعل داره . کار بجایی رسید :

اسبها سهم زیادی ز تنت را بردند .

لذا اربعین،زینب اومد کربلا هنوز به قبرا نرسیده بود با صورت اومد زمین . دویدا . خانم ، خانم ، اینجا که قبری نیست؟ قبرا جلوست گفت برو کنار . کجا بودی ، صبح یازدهم یا عصر عاشورا تمامِ صحرا . ببین این تکه پیراهنِشِ . همۀ صحرا بویِ حسین رو گرفت . حسین

 


آئین مستان ، ,یه ,تو ,رو ,ها ,آقا ,با تو ,، گفت ,می خواد ,یه نگا ,خبر داریمنبع

متن روضه سالروز تخریب قبور انمه بقیع - غمِ فراقِ تو اصلا برام کم نگذاشت - حیدر خمسه

متن سینه زنی واحد سالروز تخریب قبور انمه بقیع - من بقیعم همون زمینِ پر ستاره - میثم مطیعی

متن روضه شهادت امام علی(ع) - امشب این خانه باز پُر شده از - محمود کریمی

متن سینه زنی شور شهادت امام علی (ع) - علی تنها وسطِ یه جاده - محمود کریمی

متن سینه زنی شور شهادت امام علی (ع) - خداحافظ ای تنهایی ها - محمود کریمی

متن سینه زنی زمینه شهادت امام علی (ع) - به علی دستامو ول نکن - جواد مقدم

متن سینه زنی شور شهادت امام علی (ع) - حبل المتین .. علی - محمود کریمی

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
مشاور شهر بیرجند تخفیفان کلینیک چشم پزشکی بینایی آشپزی فروشگاه میم هوم بهترین سایت دکتر شهرام شهسوارانی مجله سلامت ودرمان گروه ارگانیک پروران طبرستان – ایرانچیک